تبليغاتX
کلبه آرام

 

سال ها پیش که کودک بودم

 

سر هر کوچه کسی بود که چینی ها را

 

بند می زد با عشق

 

و من آن روز به خود می گفتم:

 

آخر این هم شد کار؟!

 

ولی امروز که دیگر خبری از او نیست

 

نقش یک دل که به روی چینی ست

 

ترکی دارد و من

 

در به در

 

در پی بندزنی می گردم....

 

+ نوشته شده توسط بهنام در پنجشنبه 9 خرداد1387 و ساعت 6:41 PM |
 

سلام

 

     بعد یه مدت نسبتا طولانی که به علت در گیری های درس و امتحانات و....

از شما دوستان دور بودم برگشتم

     با اینکه تقریبا یک ماه دیگه کنکور دارم و....

     ولی برگشتم که دو باره چراغ این کلبه ی روشن کنم. هر چند که شما دوستان

با شمع هایی که روشن می کردید هیچ وقت نگذاشتید که این کلبه تاریک بشه

 

   من برگشتم

 

+ نوشته شده توسط بهنام در پنجشنبه 9 خرداد1387 و ساعت 6:24 PM |

 

فعلا برگشتم که تا یه مدتی باشم

خیلی دوست دارم که باشم و مطلب بنویسم

ولی خیلی وقتم کم و نمی تونم

از این کلبه و شما دوستان دل بکنم

+ نوشته شده توسط بهنام در چهارشنبه 10 بهمن1386 و ساعت 1:19 AM |

دیگه خسته شدم از این همه عجله

جبران عقب ماندگی درس ها

دیفرانسیل

گسسته

فیزیک...

+ نوشته شده توسط بهنام در شنبه 26 آبان1386 و ساعت 0:36 AM |

 

نشد دیگه!!!

 

خیییییلی سختبود

 

همه از فیزیک ۳ (ریاضی فیزیک) می نالیدن

 

فقط من نبودم که

 

خلاصه شرمند

 

میدونم همه منتظرم هستید

 

ولی مطمئن باشید میام 

 

وقتی هم اومدم میترکونم

 

تا بعد شهریور

 

+ نوشته شده توسط بهنام در سه شنبه 26 تیر1386 و ساعت 2:42 AM |

بر و بچ وبلاگ نویس و همه ی دوستان

سلام

با عرض پوزش تا بعد از امتحانات نمیتونم بیام

لطفا منو فراموش نکنید و منو از خودتون بی خبر نذارید

تا بعد از امتحانات خرداد

+ نوشته شده توسط بهنام در جمعه 24 فروردین1386 و ساعت 2:34 AM |
هان ای الهه سرما

از تو به گرما پناه نخواهم برد

در کنارت خواهم ماند

حتی اگر استخوان هایم از سرمای وجودت خورد شود

در کنارت خواهم ماند

 تو و سر نوشتت را به زانو در خواهم آورد

قلب منجمدت را آب خواهم کرد

ابرهایت را بارانی خواهم کرد

تا خورشید قلبت را از پشت ابرهای نومیدیت بیرون کشم

با تو خواهم ماند

تا بهار

+ نوشته شده توسط بهنام در چهارشنبه 1 آذر1385 و ساعت 0:0 AM |
از کدامین سر زمین می آیی؟

که قلب منجمدت را نمی توان لمس کرد

خود را در برابر آفتاب محبت قرار ده

آب کن ...

آب کن قلب منجمدت را

آغوش گرم تابستان در انتظار توست

+ نوشته شده توسط بهنام در جمعه 26 آبان1385 و ساعت 1:1 PM |
کنکور یعنی:

یک سال با استرس زندگی کردن

یک سال بدون تفریح

و بالا رفتن شماره عینک

استرس بی جا

فقط به فکر کلک زدن به کنکور

چطوری میشه از دستش در رفت

اصلا کنکور میتونه معیاری برای سنجش باشه؟

یعنی اگه تست های زیان یا عربی رو صحیح بزنه زبان بلده؟ عربی بلده؟

نه این حرفا نیس

کنکور یک روش غلط

باید عوض شه

باید هر رشته ای برای خودش آزمون ورودی داشته باشه

باید این سیستم های آموزشی سنجشی اصلاح بشه

و این فشار کاذب از رو جونان برداشته بشه

+ نوشته شده توسط بهنام در جمعه 26 آبان1385 و ساعت 2:4 AM |
رنگی که به زندگی مفهوم می بخشد

رنگ آسمون

رنگ آرزوها

رنگ آرامش

 

رنگ آبی

+ نوشته شده توسط بهنام در سه شنبه 16 آبان1385 و ساعت 1:47 AM |